محمد موسوى

11

مجموعه پيك شفا ( درمان استسقاء " سيروز كبدى " ) ( فارسى )

[ پيشگفتار ] بسمه‌تعالى بهشت نقد اگر خواهى بيا با ما به ميخانه * كه از پاى خمت يكسر به حوض كوثر اندازيم حافظ سخن از طب سنتى ، طب ايرانى ، طب پايه سال‌هاست كه ذهن انديشمندان و فرهيختگان جامعهء ما را به خود متوجه ساخته است . شايد دو دههء پيش اين‌قدر ضرورت طرح مسئله احياى طب سنتى ايرانى احساس نمىشد . رشد روزافزون بيمارىها آن‌چنان نگران‌كننده بوده كه بطور خودجوش امواج انسانى را در راستاى پر كردن خلأ برانگيخته است . اين سئوال مطرح مىشود كه چرا طبى كه اكنون امواج مردمى براى احياى آن به راه افتاده اگر صالح و مطلوب بوده از صحنهء زندگى مردم بويژه در سدهء اخير محو شده است ! ؟ پاسخ به اين سئوال به دوران رنسانس در اروپا بازمىگردد . در حقيقت بايد پرده از روى اين حقيقت كه طب اسلامى ايرانى همچون بسيارى از ارزش‌هاى علمى اجتماعى ديگر قربانى نهضت كليسا ستيزى عهد رنسانس گرديده است . ظلم و ستم بىحد و حصر كليساى قرون وسطى آن‌چنان مردم را در بند خرافات گرفتار كرده بود هر عقيده‌اى حتى در قلب مردم به محاكمه كشيده مىشد . در آن زمان كه مردم اروپا در بربريت كليسا اسير بودند مسلمانان در اوج قله‌هاى علم و دانش دنيا را مبهوت خود كرده بودند . عقب ماندگىهاى اروپائيان به حدى بود كه هنگامى كه پادشاه ايران ساعت شماطه‌دارى را به شارلمانى پادشاه اروپائى به رسم هديه فرستادند مردم با مشاهدهء خروج پرنده‌اى كه سر هر ساعت از ساعت بيرون آمده و زمان را اعلام مىكرد با بيل و كلنگ به دربار شارلمانى حمله كردند و با اين توجيه احمقانه كه شيطان در اين ساعت لانه كرده ساعت را از فراز كاخ پادشاه به زير كشيدند و اين سند عقب‌ماندگى غربىها براى